أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

406

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

تا زمانى كه فرزند رشيد خود با منتهاى همت خود بديدند و چنان شد كه درس در حسن كيا « 48 » و مدرسه قواميه كه در خلجان « 49 » بود ميگفت در زمانى كه طلبه فاضل بود و همه در درس او حاضر ميگشتند و هرگز به هيچ تكلف مشغول نمىشد و از جاده سنت محمدى تجاوز نميكرد و همه اسباب و كارسازى وضو بدست خود ميكرد و بكس حوالت نمىنمود و آب از چاه ميكشيد و خود بيرون ميرفت و چيزى ميخريد و ميفروخت و در حالت تواضع و تخلق و مهربانى بود و بر درس قرآن مواظبت مىنمود و هيچ ساعت از كتابت قرآن يا نماز يا تحشيه كتب و حل كردن مشكلات خالى نميگذاشت و او را مصنفات هست در هر فن و شروح و تعليقات بسيار دارد كه به بياض نبرده‌اند و اجزاء و مسودات او بعد از وى متفرق گشت زيرا كه در قوم او كسى نبود كه قدر آن شناسد پس قدر آنها ندانستند و شعرى چند عربى در اين معنى گفته است : جويها و سنگها گويد مرا * مىبرد از بهر ديگر مردگان « 50 » بس كه رحلت از منازل كرده‌اند * بازماند « 51 » خانه‌ها و دودمان

--> ( 48 ) - حسن كيا يكى از سادات قزوين بوده كه در شيراز سكنى اختيار نموده بوده و در همانجا وفات يافته و در جنب قبر شيخ ابو بكر علاف بدوازهء اصطخر مدفون شده ( شيرازنامه ص 112 ، و فارسنامهء ناصرى 2 : 156 ) ، و مدرسهء حسن كيائيه لابد مدرسهء بوده كه يكى از معتقدين او بر سر بقعه او بنا نهاده بوده و باحتمال قوى همان بنائى بوده كه حاجى قوام الدين معروف وزير شيخ ابو اسحق و ممدوح حافظ بر سر مزار او ساخته بوده و در شيرازنامه ص 112 وصف آن را نموده است . ( 49 ) - در ترجمهء كتاب به فارسى بقلم عيسى بن جنيد ص 131 عبارت معادلهء متن چنين است : « و چنان شد كه درس در حسن كيا و در مدرسهء قواميه كه در قلجان بود ميگفت » ( قلجان به همان ضبط مزبور در ب ولى بقاف در اول بجاى خاء معجمه ) ، - از سياق عبارت متن و ترجمه چنان مستفاد مىشود كه خلجان يا قلجان ظاهرا نام موضعى يا محلهء در شيراز يا در حومهء آن بوده ولى با فحص بليغ در فارسنامهء ابن البلخى و فارسنامهء ناصرى و آثار العجم و غيرها بچنين نامى برنخورديم . ( حاشيه علامه قزوينى ) . ( 50 ) - جها : مردمان . ( 51 ) - جها : مانده .